جمعى از نويسندگان ( كوشش سيد مهدى جعفرى )

عمدة القاري 75

گنجينه بهارستان ( مجموعه 17 رساله در علوم قرآن وروايى ) ( فارسى )

مثل عين و سين و لكن در الف هرگز مكش * چون دو حرفى راء و ها طا يا حا اينك را كهر « 1 » وز پس مدّ حرف بهر وقف افتد در آن * مدّ و قصر آيد ز قرّاى بزرگ معتبر چون « رقيب » و « و العباد » [ و ] « يؤمنون » و « المصير » * در پس لين ار شود ساكن به وقف اندر اثر مثل يوم و ليل و سوء [ و ] شىء آيد بر سه وجه * مدّ سير و مدّ كوته ترك مدّ مختصر باب الادغام ذال اذ ، چون دال قد ، چون لام هل ، بل لام قل * تاء تأنيث است مدغم در حروف مشتهر ذال اذ ، در ذال و ظا چون « اذ ظلمتم » ، « اذ ذهب » * دال قد در دال و تا چون « قد تبيّن » ، « قد دبر » لام بل هل قل ، به لام و را چو « بل لا » « هل لنا » * « قل لكم » « بل ران » ، « قل ربّى » و « هل راها » دگر تاء تأنيث است ساكن مدغم اندر دال و تا * « اثقلت دعوا » و « كانت تعمل » آمد در خبر چون دو حرف از جنس هم نزد هم افتد اوّلش * ساكن اندر ثانى ادغام است چون « كم من نفر » غير واو و يا مثالش « آمنوا » و « هاجروا » * مثل « فى يوم » كه اندك مدّ ببايد « 2 » در اثر

--> ( 1 ) نسخه ناخوانا است . ( 2 ) س : بايد .